|
گاهی اوقات برای فراموش کردن یا شایدم فراموش شدن تمام تلاشتو میکنی.
زمانی که یه پله مونده که همه چیزا تقریبا عادی بشه همه چیز تغییر میکنه تمام چیزایی رو که داشتی فراموش میکردی جلو روت می بینی.
تمام تلاشتو میکنی که همه چیزا روندِ عادیشونو طی کنن به خودت تلقین میکنی قصدت اینه که مسیری رو که اومدی ادامه بدی اما آخرش شکست می خوری و بازم شکست می خوری.
چون اون نیومده بود بمونه بازم میزاره میره آخه اگه قرار بود بمونه که نمی رفت.
اینجاست که فکر می کنم و میگم اون بازم میاد و بازم میره دلیلشو می دونم : هر فردی نیاز داره که اونو دوست داشته باشن مگه یه فرد در طول زندگیش چند بار پیش میاد که افراد دیگه اونو اینجوری دوست داشته باشن؟ واسه همین هیچ وقت کامل ترک نمی کنه.

|